طراحی را شروع کنید!

طراحی

فهرست مطالب

عکس گرفتن را متوقف و طراحی را شروع کنید!

بعضی از نقاشی ها تازه و زنده به نظر می رسند در حالی که برخی دیگر … چنین نيستند. راز آنها چیست؟ بیایید ابتدا به دوربین ها نگاه کنیم.

 

 

طراحی

این همان چیزی است که هنگام عکاسی اتفاق می افتد: پرتوهای نور محیط شما یک تصویر را بر روی سنسور عکس تهیه می کنند. سپس این تصویر در هارد دیسک ذخیره می شود. این یک فرایند ضبط است ، مستقیم و خطی.

 

طراحی

و نگاه شما به جهان اینگونه نیست. ذهن شما دوربین نیست.

 

وقتی به چیزی نگاه می کنید ، فعل و انفعالات فوق العاده پیچیده ای بین چشم و سیستم عصبی شما رخ می دهد. شما آنچه را می بینید “تشخیص می دهید” و نوع متفاوتی از “تصویر” را تشکیل می دهید.

 

طراحی

 

این “تصویر” بسیار هیجان انگیز ، پیچیده و پویاتر است. این بخشی از وضعیت فعلی سیستم عصبی شما است. به جای این که ثبتی از محیط باشد ، شامل واکنش نورون های بی شماری است – یک تفسیر.

 

خاطرات ، خلق و خوی شما ، وضعیت جسمی شما – همه اینها تفسیر شما را شکل می دهد. دو نفر هیچ وقت یک “تصویر” یکسان را تجربه نمی کنند.

بنابراین وقتی چیزی را ترسیم می کنید ، به سادگی در حال ضبط دنیای خارج نیستید. شما در حال ترسیم تفسیر شخصی خود هستید!

حالا این برای نقاشی های شما چه معنی دارد؟

 

سعی نکنید مانند دوربین ضبط کنید!

 

همچنین از کشیدن عکس ها خودداری کنید. اگر از یک عکس بکشید ، تفسیر خود را از یک عکس ضبط شده ترسیم می کنید ، نه تفسیر شخصی و غنی از وضعیت واقعی. شما یک نقاشی “کنسرو” خواهید ساخت و مردم تفاوت را خواهند چشید.

 

راز نقاشی های تازه

 

مستقیماً به دنیا نگاه کنید ، آنچه را می بینید درک کنید و سپس به ایده ای بپردازید که چگونه تفسیر خود را ترسیم کنید!

 

۱. نگاه کن

 

بخش بزرگی از روند طراحی این است که “فقط” نگاه کنید و درک کنید – بدون حرکت انگشت (یا قلم). چه وضعیت خاصی دارد؟ آیا چیزی وجود دارد که با افکار یا احساسات شما مطابقت داشته باشد؟ نگاه کردن، زمان و انرژی زیادی می برد ، برای من سخت ترین قسمت این روند است.

وقتی چیز جالبی پیدا کردید ، قدم بعدی ترجمه آنچه می بینید روی یک کاغذ است.

 

 

طراحی

۲. هرآنچه را می بینی به ما بگو!

آخرین باری که برای کسی قصه تعریف کردید به خاطر دارید؟ شرط می بندم که شما در گفتن همه جزئیات افراط نکرده اید ، اما در عوض بر روی قسمت هایی تمرکز کردید که شما را “به نقطه اصلی” رساندند. در طراحی نیز همینطور است.

 

نمایش همه چیز در یک نقاشی غیرممکن است. بنابراین باید روی موارد مهم تمرکز کنیم و راهی برای نشان دادن آنها بیندیشیم. چگونه عناصر را روی کاغذ بچینیم؟ از چه رنگ هایی استفاده کنیم؟ کدام نوع خطوط به بیان ما کمک می کنند؟ ما ممکن است به آن تصمیمات منطقی یا شهودی نزدیک شویم ، فقط اجازه دهید آنها را نادیده نگیریم!

 

طراحی

 

در اینجا 2 مثال وجود دارد:

 

من این را به عادت خود تبدیل کرده ام که نقاشی های کوچکی از زندگی روزمره ام را ترسیم کنم. یکی از قوانینی که به خودم دادم ترسیم هر تصویر در یک حرکت است. معمولاً می توانم به مدت 1 تا 3 ساعت درجا بایستم و تمرکز کنم. این محدودیت زمانی مرا مجبور می کند تمرکز کنم و به دقت درباره آنچه می کشم – و آنچه کنار می گذارم فکر کنم.

 

طراحی

 

 

ایده پشت این نقاشی تلخ کنار هم قرار دادن یک سبک نقاشی سبک شاد (تنوع ریتمیک قفس ها) با یک ترکیب کاملاً براق است (تقارن سفت و سخت ). جزئیات کوچک – یک پرنده در خارج از قفس ها – تنش را افزایش می دهد و جای تفسیر می گذارد.

 

طراحی

 

این نقاشی بیشتر از نتیجه نهایی مربوط به روند طراحی است. برای نشان دادن درک خودم از یک جمعیت ، من به تدریج از کشیدن افراد زیبا به سمت پر کردن کاغذ با یک توده پر سر و صدا حرکت کردم.

منبع

stop-taking-pictures-and-start-drawing

این اعلان را به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی pinterest
به اشتراک گذاری بر روی linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه